السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

348

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

فتح كردم ، رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم به من فرمود : « اگر گروهى از امّتم درباره‌ى تو آن چيزى را كه مسيحيان درباره‌ى عيسىبن مريم گفتند ، نمىگفتند . . . » امام ، حافظ صالحانى آن را روايت كرده و گفته است : ما را خبر داد محمّدبن اسماعيل‌بن ابونصر در دانكفاء از حسن‌بن‌احمد ، از امام ، حافظ ، عالم ربّانى ابونعيم احمدبن عبداللَّه اصفهانى با سندش به زيدبن‌على و سندش را ذكر مىكند . و نيز امام ابوسعد آن را در « شرف‌النبوّة » با اندك تغيير در لفظ و اضافه‌اى روايت كرده است كه چنين است : هيچ يك از امّت بر تو پيشى نمىگيرد . و اينكه اميرالمؤمنين على به سجده افتاد ، سپس گفت : سپاس خداوندى را كه نعمت اسلام را به من بخشيد و به قرآن هدايتم فرمود و نزد بهترين آفريدگان و خاتم پيامبران و سرور فرستادگان از روى احسان و تفضّل خود محبوبم نمود . گويم : اين حديثى جامع است كه باب‌هاى بسيارى از مناقب در آن داخل شده است و شامل علت فضيلت‌هاى ويژه درجات برتر مىباشد . بزرگان ثقه‌هاى اهل سنّت آن را روايت كرده‌اند و مورد توجّه دليل‌هاى ثقه‌ها قرار گرفته است ، فضل و منّت از آنِ خداوند است . منظور از آوردن آن در اين باب همانى است كه قلم من آن را نگاشت : بر سنّت من مىجنگى و ايمان با گوشت و خون تو آميخته است همان‌گونه كه با گوشت و خون من آميخته است . » « 1 » 9 - روايت قندوزى روايت قندوزى همچنين است : « موفّق‌بن احمد گفت : ما را خبر داد سرور حافظان ، ابومنصور . . . » تا پايان آن‌چه پيشتر در روايت خوارزمى آمد . « 2 » ( 13 ) « عيبة علمي و بابي الّذي أوتى منه » از راويان اين حديث عبارتند :

--> ( 1 ) . توضيح‌الدّلائل على ترجيح الفضائل خطّى . ( 2 ) . ينابيع المودّة / 63 .